تبليغاتX
همدم تنهایی‌هایم
خدايا تو شاهد و ناظر باش بر كوچه هاي دلمان كه آذين بسته ايم محبت تو واهل بیت را
                                     بسم رب النور

اي لحظه هاي زيبا و اي ثانيه هاي سبز
چه چيز را خبر مي دهيد ؟ چه مي خواهيد بگوئيد ؟

     

آیامی خواهيد بگوئيد در چند قدم آن سو تر كسي همراه شما نفس مي كشد ؟

 كسي همراه با شما روي اين زمين راه مي رود ؟

 كسي همراه با شما زندگي مي كند . مي خواهيد بگوئيد ،

خوشا به حال شما كه ثانيه به ثانيه از عمرتان ،‌

همراه با ثانيه هاي سبز عمر او سپري مي شود ؟

مي خواهيد بگوئيد خوشا به حال شما كه لحظه هاي زندگي تان ،

با عطر حضور و وجود او رنگ مي گيرد ؟ مي خواهيد بگوئيد خوشا به حال شما كه با او در

 يك لحظه عبادت مي كنيد خدايي را كه هم او را آفريده و هم شما را ؟
تو را به همان خدا نگوئيد . كدام لحظه هايمان را به واقع با او بوده ايم ؟

به كدام يك از ثانيه هاي عمرمان افتخار كنيم كه زنگ سبز ثانيه هاي با او بودن را داشته باشد ؟

 به كدام عبادت فخر فروشيم كه همراه او براي خدايمان عبادت كرده ايم ؟
به همان خدا خيلي فاصله است ، خيلي فاصله بين لحظه ها و ثانيه ها و عبادات ماست .

 كدام را درك كرده ايم ؟

 كدام را فهميديم ؟

چقدر راحت و زود لذتهاي زود گذر را جايگزين لذت با او بودن كرده ايم ؟

 چقدر راحت و آسوده توانستيم از لحظه هاي زندگيمان دورش كنيم .

 چه عاقلانه براي توجيح حماقتمان عصرهاي جمعه كه از سنگيني گناه دلمان مي گيرد

 به ياد او افتاده ايم ؟
اي لحظه هاي زيبا ، اي ثانيه هاي سبز نگوئيد و بيش از اين بي وفائيهايمان را به رخمان نكشيد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/29ساعت 9:4  توسط یاس غریب | 
علی مظلوم زیست و مظلوم رفت

اي تيغ پا برهنه بيا روبروي من

حاجت به استخاره ندارد گلوي من

خون مرا بريز و مرا سربلند كن

دامن مزن به ريختن آبروي من

لب سرخ كن به خون من اين تيغ تا دمي

كامي بگيرد از لب تو آرزوي من

بر پيكرم فرود بيا سركشي مكن

زانوي احترام بزن پيش روي من

بشكن سفال جسم مرا زودتر كه جان

چون مي نفس نفس نزند در سبوي من

فرق مرا تو مسح بكش با اشاره اي

مگذار ناتمام بماند وضوي من.

وقتي فرياد فزت و رب الكعبه از كام علي بر نيام اين تاريخ سرد و مخوف جاري شد، رشحه اي از مظلوميت در گلو مانده شيعه، از تبار كلمات و از نياي ثمرات يك عمر مظلوميت، جلوه اي يافت جانانه.

وقتي پس از بيست و پنج سال سكوت، در محشري به رسم استخوان در گلو و خار در چشم، پيش چشم تاريخ، از وراي ابراندودي اين زمانه كوفي و اين خط ميخي، نشانه اي از رفتن علي در هيبت آسمان شب كوير جا ماند، عرق پيشاني آن مرد پير نابينا در خرابه هاي حومه شهر سرد شد و كاسه چه كنم؟! يتيمان شير به دست از پس پرده اشك، تار و پر ترديد، در ترددي مهيب و تاريك، خاموش ماند.
اين علي بود، كه «مي رفت»!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 11:41  توسط یاس غریب | 
                                بسم رب الکو ثر

زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری!

 ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم

 که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد

 و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.

 برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.

تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی

و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی

 

رسول خدا (ص) می فرمایند:

«زهرا عصاره عصمت است و اگر كمال و جمال تجسمي بود همانا فاطمه مي شد».

 حضرت فاطمه مرضيه (س)  در وصف مصیبت هایی که بر سرش آمد می گویند:

«مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 18:3  توسط یاس غریب | 
                         به نام خدای مهدی

 

تو ای عشق و ای تمام وجودم ، تو بود و نبودم ، فدای رخ تو همه عالم
بیا بنگر بر دل غمدیده ، که لیلی ندیده ، زغم چه کشیده ، به این عالم
یک دم بنگر حال زار مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ، ببین چه کشیدم
یا ابا صالح مددی  ...با ابا صالح مددی ...یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح
مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو یا ساقی
مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی
تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی
بنگر مرغ لب بسته منم ، دلشکسته منم ، تا سحر بیدارم ، سر به زانو دارم ، از تو دارم ای گل ،

 هرچه که دارم

                 

  
یا ابا صالح مددی  ...با ابا صالح مددی ...یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح
مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی
تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی
بیا بنگر بر دل من ، بنگر بر دل غمدیده ، که لیلی را ندیده ، که ز غمها چه کشیده ، چو به این عالم یکدم بنگر حال مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم زنرگس چشمت ببین چه کشیدم
تو صبح سپیدم ، تمام امیدم ، ز نرگس چشمت ببین چه کشیدم
ای جان من غرق سودای تو ، وین تماشای تو ، دل ندارد ذوق  گفتگویت ،
بی جلوه ات آرزو بی حاصل ، بی تو در باغ دل ، خود برویَد سَرو آرزویت

                   


گر در کویش برسی ، برسان این پیام مرا ، ای چراغ رویت ، من ندارم دیگر تاب این شبهای ، سردو خاموش هرگزهرگز باور نکنم ، عهدو پیمان ما شد فراموش
یا ابا صالح مددی  ...با ابا صالح مددی ...یا ابا صالح مددی ... یا اباصالح
مرا راهی کن سوی میخانه ، بده پیمانه به این دیوانه ، تو ای ساقی
تو میدانی زعشق تو چه خمارم ، پیاله ندارم ، که دارو ندارم ، تویی ساقی
یکدم بنگر حال زار مرا ، بیقرار مرا ، ای تمام امیدم ، تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ببین چه کشیدم
تمام امیدم تو صبح سپیدم ، زنرگس چشمت ببین چه کشیدم
حسین ... وای....

                     

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/16ساعت 15:9  توسط یاس غریب | 
                                     بسم رب النور

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:

   

اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى،

و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى،

 و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد،

صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم:

 یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم

 آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

 

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى

و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو

 در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه

 از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى:

 

سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى

را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)

                                              به حرمت زهرا دعایمان کنین

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 12:47  توسط یاس غریب | 
                                 به نام یگانه معبود

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص، 

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

 

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید،

 مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."

( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 12:46  توسط یاس غریب | 
گفت بخوان نابترین آیه عشاق را
سبزترین زمزمه باغ را

رونق آفتاب را

گفت : بخوان پاک ترین آیه توحید را
جلوه تابنده خورشید را
طلعت ناهید را

گفت: بخوان آبروی آب را
روشنی و پاکی مهتاب را
خواندم: یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه


  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/03ساعت 1:12  توسط یاس غریب | 
                                به خدای یگانه بانوی اسلام و سرورزنان

پاک ترین زنان جهان, پاره تن پیامبران, مادر ائمه اطهار, وارث سید انبیا, همسر سید اوصیا,

انسیه حورا, بتول عذرا, بانوی شهید ستم دیده, حضرت فاطمه زهرا که درود خداوند به امتداد

هستی آسمان و زمین بر او, پدر, همسر و فرزندانش باد.

Image and video hosting by TinyPic 

آری فاطمه زهرا، کسی که نورش هلال ماه رمضان را محو و نا پیدا می کرد

کسی که در بهشت برایش بارگاهی از یاقوت سرخ است

یکی از اهل کسا، یکی از افراد مباهله، پاک تر از آیه تطهیر

کسی که جبرئیل به هنگام نزول آیه تطهیر به پیوند با آن افتخار می کند

عزیز ترین مردم نزد رسول خدا، آری عزیز ترین

حال چه شده، عزیز ترین مردم در میان کوچه ها در آن غوغا به زیر دست

و پا صدای ناله فرزندش را می شنود

Image and video hosting by TinyPic 
 

رد خونش به روی دیوار است، جای غلاف شمشیر بر روی بازویش

در میان آتش  و دود و خون، صدای ناله دخترش را می شنود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/22ساعت 12:41  توسط یاس غریب | 
به نام خدای محبوبم
 
علی(ع)آرام اشک مي ريزد. مي خواهد زبان بگشايد و با فاطمه (س) درد دل کند اما مي هراسد که ضجه اي از دل دردانه پيامبر برخيزد و زمين و زمان را به هم بدوزد و شراره هاي اشک او آتش بر عالم اندازد، اما نه، براي درد

Image and video hosting by TinyPic 

فاطمه جان! اندکي صبر کن؛ مگذار غم تنهايي و غربت، آتش بر قلب علي (ع) اندازد مگر نه آن که در شب هاي بي کسي علي (ع) پا به پاي او کوبه کرامت خويش را بر درهاي جهالت مردم کوبيدي تا شايد صداي مردي از پس آن به حمايت از علي شنيده شود اما دريغ از يک مرد..

 

Image and video hosting by TinyPic

 

اي آسمان سرشار از ابرهاي دلتنگي، اي بانوي آفتاب، آب و آتش را چه به تفاهم، که آب چشم تو هرگز با آتش قلبت جمع نمي شود و يقين همان آتش درونت بود که همه وجودت را بلعيد و آن گاه شعله ور شد که مرد زندگيت را دست بسته در ميان مردمي ديدي که پوست سياست به دندان گرفته بودند و چوب حراج بر پيکر شرافت وجودي خويش مي کوبيدند و عجيب نيست که در ميان چنين قومي، التماس هاي مظلومانه ات نيز نتواند گره طناب مقدس مآبان را از دست هاي علي (ع) بگشايد.

 

Image and video hosting by TinyPic

 

اما روزگار غريبي است زماني که سلام فاطمه بي جواب مي ماند. غم و اندوه هجر رسول (ص) همسايه ديوار به ديوار دل فاطمه ) مي شود. اي عصمت عظماي الهي! روزگار بي تو بودن يعني خاکستر شدن با آتش بي کسي و تنهايي؛ چرا که بعد از رفتنت غربت با علي (ع) قرابت خواهد نمود و هنگام عروج تو با هودجي از نور، علي (ع) نيز در خيمه بي کسي خويش به ياد روزهاي با فاطمه (س) بودن آرام آرام خواهد گريست. چرا که غروبت آيه هاي غربت علي (ع) است.

ای خدای فاطمه ما را دریاب

به حال خود وامگذار

 
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/19ساعت 13:26  توسط یاس غریب | 
 

ای زهرای زندگی!

ای اسوه عفاف!

از تو می آموزیم : حیا و حجاب را در جامعه ، متانت و ادب را در گفتار ، سادگی و دوری از تجملات را در زندگی، تن پوش قناعت را در معاش، حسین پروری و زینب آفرینی را در تربیت!

ای زهرای نجابت!
از تو درس می گیریم:

تعالی روح و جان را در سایه عبادت ، شکوه زندگی را درصفا وصداقت، حمایت از رهبری را در سیاست ، و استقامت و نستوهی را در دفاع ازامامت.
از تو می آموزیم: سرنهادن برسجاده عبودیت را، دست نیاز گشودن به آستان خدای بی نیاز را، زمزمه و راز و نیاز و نماز را ، شیرینی کام جان با تلاوت قرآن را، یتیم نوازی و احسان و دستگیری از بینوا را ، تلاشروزانه و نجوای شبانه را، دین شناسی ، معرفت آموزی و پارسایی را.

چگونه بودن را، و ... چگونه زیستن را.
ای بتول بیداری  و بزرگواری!

Image and video hosting by TinyPic

سخنانت در زیبایی و عمق به وحی می ماند، رفتارت، آینه خلق و خوی" رسول الله"، قلب مهربانت، پناهگاه حسن و حسین و تکیه گاه شیر خدا بود.
وجودت، یادآورمحمد بود، سجودت، فرشتگان و قدسیان را به تسبیح و تقدیس وا می داشت، رضایت، رضای خدا و رسول بود و خشم و غضبت، خشم پروردگار!

دانای رازها بودی و عالمه غیر معلمه!
ای چشمه سار حکمت، دریای بیکران خصال نکوی تو از " دانش " و " وفا" و " حیا" موج می زند!
در چهره ات حیای محمد (ص) نهفته است ، در گفته ات، کلام پدر هست جلوه گر ، ای مادر پدر!

ای فاطمه!...
عشق را هم ز تو باید آموخت، و مناجات و عبودیت را، وصمیمیت را، و خدا را هم، باید از کلام تو شناخت خانه از نام تو عرفان دارد و ... شب، از یاد تو عطر آگین است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 7:47  توسط یاس غریب | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به که واگذارم می‌کنی؟
به سوی که می‌فرستی‌ام؟
به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛
یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟
یا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟
... من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.
...ای توشه و توان سختی‌هایم!

ای همدم تنهایی‌هایم!
ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!
ای ولی نعمت‌هایم‌!
...ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشکلات!
ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناهگاهم


نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشیو موضوعی
دردل با یاس
دلتنگیهایم
مناجات
پیوندها
بانوی بی نشان
ياس كبود
ياس
باب العلم
حضرت عشق
امام زمان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM